چاپ این صفحه

ساده‌ترين شيوه تخمين بنيادين قيمت‌ها

محمد حسين بابالو: هميشه تعيين قيمت در هر بازاري بسيار جذاب است و غالب فعالان بازار از آينده، تحليل خود را دارند. قطعا تخمين قيمت‌ها در يك بازه زماني مشخص مي‌تواند به افزايش سودآوري يك فرد يا كارگاه يا موسسه منتهي شود. در اين نوشتار به‌صورت كاربردي سعي داريم شرايط واقعي عرضه و تقاضا را تبيين كنيم تا خواننده يك ديد كلي نسبت به شرايط عمومي عرضه و تقاضاي يك فلز و نهايتا يك برآيند كلي از آنها داشته باشد.
قيمت هميشه تابع عرضه و تقاضا است كه با بررسي شرايط آنها مي‌توان دورنماي نسبي قيمت‌ها را به سادگي تخمين زد. با فرض افزايش تقاضا به نسبت عرضه انتظار افزايش قيمت‌ها و با فرض كاهش تقاضا به نسبت عرضه انتظار كاهش قيمت‌ها وجود دارد. به زباني بسيار ساده، برآيند شرايط كلي عرضه و تقاضا يعني مقايسه حجم عرضه با حجم تقاضا را مي‌توان در موجودي انبارها جست‌وجو كرد، زيرا كاهش ذخاير به معني پيشي گرفتن تقاضا بر عرضه است كه افزايش قيمت‌ها را نويد مي‌دهد. اين در حالي است كه افزايش موجودي انبارها هم نشان‌دهنده برتري عرضه به نسبت تقاضا است كه دورنماي كاهش قيمت‌ها را هشدار خواهد داد. اين مطلب، ساده‌ترين تخمين از دورنماي عمومي قيمت‌ها است.
بايد اين مطلب را در نظر داشت كه تخمين شرايط پيش‌روي عرضه و تقاضا به سادگي مقدور نيست و نياز به تبيين و تفسير گسترده‌اي دارد. نوسان موجودي انبارها هميشه و همه وقت نشان‌دهنده واقعيت‌هاي بازار نيست. به عنوان مثال در برخي زمان‌ها، اين شرايط كاملا بر عكس عمل كرده است. در 3 ماه اول سال 2014 موجودي انبارهاي مس در بازار فلزات لندن كاملا در مسير كاهشي بود ولي در عين حال با سقوط قيمت‌ها رو‌به‌رو شديم. در آينده به تحليل و تفسير شيوه‌ها و انواع مختلف عرضه و تقاضا و بيان ويژگي‌هاي آنها خواهيم پرداخت تا خواننده با يك ديد كلي بتواند به واقعيت‌هاي بازار نگريسته و برخي تغييرات نتواند تحليل گر را فريب دهد.
همان گونه كه ذكر شد در شرايط فعلي بازارهاي جهاني، قيمت‌ها را مي‌توان برآيندي از عرضه و تقاضاي كل دانست. به عبارت ديگر در بازارهاي مختلف برآيند عرضه و تقاضا را بايد در بازارهايي از جمله بازارهاي نقدي، سلف، آتي، اختيارمعامله (Option)، سوآپ، فيزيكي و ساير انواع آن جست‌وجو كرد. يعني هر قيمتي در هر شيوه معامله بر ديگر بازارها دقيقا موثر خواهد بود.
در اقتصاد خرد، عرضه و تقاضا را به‌صورت يك نمودار نشان مي‌دهند كه 4 فاكتور عرضه، تقاضا، قيمت و مقدار در آن نقش اصلي را ايفا مي‌كنند. در مباحث مربوط به اقتصاد خرد اطلاعات بيشتري در خصوص اين نمودار وجود دارد. اطلاعات موجود در اين نوشتار براي تحليل بنيادين فلزات براي خواننده كافي است ولي بررسي بيشتر آن به كمك كتاب‌هاي اقتصاد خرد توصيه مي‌شود.
نمودار عرضه و تقاضا در ابتدا بسيار پيچيده به نظر مي‌رسد ولي در عين حال بسيار ساده است. در اين نمودار دو منحني عرضه و تقاضا وجود دارد كه مي‌توانند به سمت چپ يا راست حركت كنند. هر چقدر مقدار يا حجم يك داده مثلا عرضه يا تقاضا افزايش يابد منحني به سمت راست حركت مي‌كند و هر چقدر كمتر شود منحني به سمت چپ حركت مي‌كند.
نقطه تلاقي آنها نيز در محور عمودي قيمت را تعيين مي‌كند. به عبارت بهتر نقطه تلاقي عرضه و تقاضا (منحني‌هاي راست و چپ S و D) همان قيمت است (محور عموديP:).
D: Demand . تقاضا – منحني سمت چپ كه با افزايش مقدار تقاضا به سمت راست حركت مي‌كند. (حركت نمودار سمت چپ از D1 به سمت راست و تبديل به D2 به دليل افزايش حجم).
S: Supply . عرضه – منحني سمت راست كه با كاهش مقدار آن به سمت چپ حركت مي‌كند و بالعكس.
P: Price . قيمت – خط عمودي كه با افزايش آن شاهد افزايش قيمت هستيم (حركت به سمت بالا)
Q: Quantity . مقدار – خط افقي كه حركت به سمت راست به معني افزايش حجم و حركت به سمت چپ به معني كاهش آن است.

1025 بازدید
رای دادن به این مورد
( 1 رای )
منتشر شده در تحلیل بنیادی
کد خبر: 8076
واحد نشر و خبر

از آخرین واحد نشر و خبر